محمد تقي جعفري
230
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در بارهء همين انسان كافى است . پس اوّلين جزء سؤال ما روشن است . دو - اين موجود كه انسان ناميده شده است ، دو گونه لذّت مىتواند دريافت نمايد : لذّت طبيعى جسمانى ، لذّت معنوى عقلانى . و آن انسانهائى كه طعم لذّت معنوى عقلانى را چشيدهاند ، باضافهء اين كه شئون حيات آنان اصيلتر و رفتارشان در زندگى اجتماعى با ديگر انسانها خردمندانه تر مىباشد ، احساس لذّتى كه مىبرند عميقتر و عاليتر از احساس لذائذ طبيعى جسمانى مىباشد . گمان نمىرود كسى كه از دو بعدى بودن انسان در بارهء لذّت ( جسمانى و عقلانى ) اطَّلاعى داشته باشد ، در اين مطلب كه طرح كرديم ، ترديدى داشته باشد . اگر كسى در بارهء اين جزء از سؤال ترديد داشته باشد يا آن را انكار كند ، بايد در همين مرحله توقّف كند و بكوشد تا اين جزء براى وى ، روشن شود ، و الَّا به هيچ نتيجه اى از سؤال مطروحه نخواهد رسيد ، يعنى سؤال قيافهء حقيقى خود را به چنين شخصى نشان نخواهد داد . اين جزء از سؤال هم كاملا روشن است . سه - افراط در اشباع تمايلات و بىبند و بارى در تحصيل لذائذ جسمانى باضافهء تضعيف ديگر استعدادهاى سازنده مانند عقل و انديشه ، موجب تزاحم و تصادم با ديگر انسانها خواهد بود ، در صورتى كه لذائذ معنوى عقلانى نه تنها باعث تقويت ديگر استعدادهاى سازنده مىباشد ، بلكه موجب ائتلاف و اتّحادهاى مفيد انسانى نيز خواهد بود و بقول مولوى : جان گرگان و سگان هر يك جدا است متّحد جانهاى شيران خدا است چهار - يكى از اجزاء بسيار با اهمّيّت سؤال قدرت است . قدرت با اين كه اشكال بسيار گوناگونى دارد ، ولى مفهوم كلَّى آن يكى از مفاهيم بديهى است كه از زور بازو گرفته تا توانائى حاصل از علم و انديشه و انواع نيروهاى محرّك جهان طبيعت و انسانها را شامل مىگردد . قدرت مىتواند عمل ايجاد كند و عمل ممكن است بصلاح انسانها باشد و ممكن است به صورت عامل فساد ، دود از دودمان بشرى در آورد . و هيچ عمل و حركتى بدون قدرت با اشكال مختلفى كه دارد ، قابل تحقّق نيست . يكى از مطالب فوق العاده با اهمّيّت در بارهء قدرت ، ناآگاهى آن است ، اگر چه خود قدرت معلول آگاهى يك انسان هشيار بوده باشد ، به اين معنى كه انسان سودجو و قدرت پرست مىتواند از